هنوز ایستاده ام...فتح الله کیاییها.

 

هنوز ایستاده ام
گرچه اشگهایم می گویند:
تا صبح نمی پایی.
با خودم تنها می مانم
و این نت ها
که تو را تکرار می کنند.
و من در خودم زنجیر می شوم.
رویاهایم را از دست داده ام
و حتی کابوسها را
چونان گوساله ای که از صخره پرت می شود
تاوان گناه توام
نه به لبخند دلبسته ام
و نه از خشم در وحشت.
چونان دانه دانه ی زنجیر
تکرار تو می شوم
در تسلسلی بی پایان.
گاهی آوازی مرا بخویش می خواند
و زمانی
تعزیتی که نفرین مرگ را
با هجایی غمگین
تکرار می کند.
از تو حذف می شوم و می دانم که
جاده ی هیچ قطاری
مرا به تو نمی رساند
رهنوردانی خسته ی یک راه
فارغ از هم
و ابدیتی
به وسعت تنهایی.
هنوز ایستاده ام
گرچه اشگهایم می گویند
تا صبح نمی پایی.
گاهی سیگار می کشم
و زمانی تلخکامی این سم ناگزیر را
در خویش تکرار می کنم
مست می شوم
و بر دو گانگی ریل ها می رقصم
ریل ها را دوست دارم
کنار همند و فارغ از هم
چونان من
که تا صبح نمی پایم.
گر چه دیریست اشگهایم را خشک کرده ام.
تردید ها
وسوسه ها و
هراسها
هنوز ایستاده ام
گرچه اشگهایم می گویند:
تا صبح نمی پایی.
فتح الله کیاییها
Kan vara en bild av 1 person
Du, Mohammad Kashefi, Soheila Dashti och 7 andra
6 kommentarer
Gilla
Kommentera

Kommentarer

Populära inlägg i den här bloggen

تصمیم همساز خامنه ای برای جلوگیری از خیزش مردم...زینت میرهاشمی.

قتلهای خاموش زیر شکنجه ادامه دارد ..... زینت میرهاشمی.

باند تبهکار حاکم به قتل عام مردم ادامه می دهد.....مهدی سامع