به من قول بده.......... محبوبه ابراهیمی.
به من قول بده قول بده به من که بعد از مرگ دیگر خود را نمیکشم دیگر از لبهی کلمات نمیپرم و دوباره و چندباره هجای جملهها را با تیغ نمیبُرم قرار بگذار جایی میان ثانیهها بیقراری میان مخفیگاه تیکتاکهای بی عقربه از دار پایینات بکشم ای رج به رج کبود ای تار و پودت تَرک ای درد تُرد بیرون بکش از کابوسها مرا که فرو رفتهام در خزان خاطرهها از شفیرههای بلوط بیرون بزن عطرت چه رقصان میدمد به من در جیبهایت جان، جان ستاره پر کردهای جاری میکنی چشمه را در شمشاد نفس برگرد به آینه که چارچوب انعکاس زهرخند توست که میگذشتی از تعلیق چار پایهها خیمه بزن به آوارِ آوارهی تنم پوستم را در بیاور از تنت و بچرخان بر مَدار مُدارا ترجمهاش کن به روال سیوسه دندان جویده جهل در کلیکهای گنگُ گنگ جَبر مرا جمع بزن که میسُرم در خون میسُرم در سَراب سُرب داغ که بیافشانیم دست بر هجوم که بپاشند مغز را مجعد بر جایجای جمجمه که بپوشانند حریر روی کرباس ذهن که بپوسی سرخ که بپوسی سیاه که رنگرنگ بپوسی در توالی استخوانهای توطئه مرا بیرون بکش از همهمهی هوارها با پیچش دو انگشت و اشاره به دورهای دور در ز...