بازگفت کشتار تابستان ۶۷ //// زینت میرهاشمی
بازگفت کشتار تابستان ۶۷ //// زینت میرهاشمی
آن فرو ریخته گل های پریشان در باد / کز می جام شهادت همه مدهوشان اند
نام شان زمزمه ی نیمه شب مستان باد / تا نگویند که از یاد فراموشان اند (شعر از محمد رضا شفیعی کدکنی)
دادخواهی در مورد قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، که تبدیل به یک جنبش ملی شده، گفتار و حکایت کشتاری است که قاتلان آن همچنان بر مسند قدرت هستند و باید در دادگاههای بیطرف بین المللی با حضور شاکیان، شاهدان و دادخواهان به طور عادلانه محاکمه شوند. امری که نه فراموش می شود نه بخشیده خواهد شد.
حکایت رویداد هولناک سال ۶۷ و تفاوتی که با دیگر کشتارهای دیکتاتوری شاهنشاهی و ولایت فقیهی دارد، روایت ایستادگی، مقاومت و دفاع از مواضع زنان و مردانی است که در دفاع از عقیده و سازمان خود تردیدی نداشتند و در یک کلام نخواستند خود را انکار کنند و به خاطر «سر موضع» بودن سر به دار شدند. کشتار جنایتکارانه که با مجاهدین خلق آغاز شد و با جریانانهای گوناگون چپ همچون فدایی، پیکار، راه کارگر، رزمندگان و ... ادامه پیدا کرد.
آنهایی که سر به دار شدند و در برابر انکار خود مقاومت کردند بدون شک ایمان به امیدها و آرزوهای شان داشتند و مهمتر این که راهشان به وسیله همرزمان یاران شان ادامه یافت. اگر به این امید و چشم انداز ایمان نداشتند، چه بسا که با «انکار خود» می توانستند جان شیرین شان را از دست ندهند.
پس بازبینی حکایت کشنار سال ۶۷، یک قصه نیست که بتوان به آسانی نقطه پایانی بر آن گذاشت. این روایت قهرمانیها، مقاومتها و ایستادگی است. روایتی متفاوت. برای پایان دادن به بازتولید این کشتار بربر منشانه باید اندیشه های آنها را بازخوانی کرد و برای تحقق آرمانهای آنها تلاش کرد.
یکشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۰
Kommentarer
Skicka en kommentar