مردگانى بى خبر ز مرگ"...امیر کارگر.
"مردگانى بى خبر ز مرگ"
دیوارها نباید مرز باشند
وقتی دستی، گرمی دستان ما را می خواهد
مرزها نباید سد باشند
وقتی قلبی، محبت و عشق ما را می خواهد
فریادها
نیازها
نگاهها
نباید بی جواب بمانند
وقتی انسانی، یاری ما را می خواهد
به اندازۀ حجم این بی جواب ماندگان
نابخشیده گناهیست سکوت ما
سنگین شرمی فتاده در هوای ما
که راه نفس را مسدود می کند
آه
اگر بغضی نمیفشارد گلویمان
اگر حس نمی کنیم
رنجی چنین عظیم بر گـُردۀ همنوعانمان
مردگانی بی خبر زمرگ خویشیم .
امیر کارگر
Kommentarer
Skicka en kommentar