رساترين صدا در زيباترين سيما (بيست و پنجمين گلريزان هميارى)....امير كارگر .
رساترين صدا در زيباترين سيما
(بيست و پنجمين گلريزان هميارى)
صدايى
دردم را فرياد كرده است
صدايى
نامم را، خاكم را، خلقم را
بر بلنداى قله هاى كمياب‚ شرف
ترانه كرده است.
شايسته تر آن كه آواز سر دهم به همخوانى اش!
صدايى
در بيشمار روشن° سيما ستارگانى
بغض‚ زخم هايم را داد كرده است
در پيچ و خم هر راه
در ظهور هر بزنگاه
بى وقفه از صبح تا به شام
از شام تا پگاه
گرفتن‚ حقم را سرود كرده است.
شايسته تر آن كه بسرايم آن سرود را به همسازى اش!
صدايى
مقدس تر از هر تقدسى
آزادى ام را آيه كرده است
در سيمايى، آنچنان عجين با رهايى ناب
كه بودنم
زيستنم
و رفتنم را معنا بخشيده است.
صدايى
انعكاس‚ صد هزاران صداى رقصندگان بر طناب دار
ايستادگان در مصاف با گلوله ها
استقامت كنندگان در شكنجه گاه
شورشگران در ميدان رزمگاه.
صدايى
كه ممتد مى نوازد ناقوس مرگ ظالمان
و هر لحظه وحشت مى افكند بر خيل سفلگان.
وقتى كه اين صدا، صداى من، صداى تو، صداى ماست،
شايسته تر آن كه برخيزم به هميارى اش!
امير كارگر
٧ ژانويه ٢٠٢١
Kommentarer
Skicka en kommentar